خرید بک لینک

صبح باید پاشم و برم چشم پزشکی،ولی عجیب خواب به چشمم نمیاد و همچنان دارم کتاب میخونم.

۷۹۲_حکمتتو خدا

به دکتره بگم این وضعیتمو که معاینه نکرده بفهمه دلیل چشم درد های این اواخر رو؟

بعدا نوشت: ۹ پاشدیم،به خواهرم نگفتیم بازم قضیه رو. من رفتم چشم پزشکی و هر کس دنبالِ کار خودش. ظهر که همگی داشتیم برمیگشتم خونه،مامانم قضیه رو بهش گفت و اونم بعد از شوکه شدن های زیاد،با دوستش تماس گرفت و فهمیدیم شایعه بوده... اوکی من واقعا خوشحال شدم که این اتفاق دروغ بوده؛ولی لامصبا چرا خبر کصشر پخش میکنید،من تا شیش صبح از ناراحتی خواب به چشمم نیومدددد...

برچسب: نویسنده: zezeinabejan تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 7:30

صفحه بندی